ابراهيم اصلاح عربانى
38
كتاب گيلان ( فارسى )
مىكنند . غالبا 2 برابر مقدار پشمى كه براى ساختن نمد لازم است به نمدمال داده مىشود كه نيمى از آن براى تهيهء نمد و نيم ديگر به عنوان دستمزد محسوب مىگردد . در گيلان نمد به اندازههاى مختلف و در اشكال بيضى ، گرد و مستطيل و غالبا با كيفيت مرغوب تهيه مىشود . تعدادى از نمدها پركدار هستند يعنى داراى تكههاى اضافى مىباشند به عبارت ديگر قطعات كوچكى از نمد براى تزئين بر نقش آن اضافه شده است . در حال حاضر پيشرفت صنايع ماشينى و رواج محصولات آن مخصوصا موكت و كفپوشهايى با الياف مصنوعى و نيز مشكلات گوناگونى كه نمدمالان و توليدكنندگان نمد با آنها مواجه هستند از كيفيت و كميت اين صنعت دستى كهنسال مىكاهد و آن را به نابودى مىكشاند . در نشريهء سازمان صنايع دستى تحت عنوان « شناسنامهء صنايع دستى گيلان » اسامى روستاهايى كه داراى كارگاههاى تهيه نمد ، زيلو و جاجيم هستند يك جا ( در يك ستون ) و با هم آورده شده است . بر طبق آمار اين نشريه تعداد 188 روستا در گيلان داراى كارگاههاى تهيهء نمد ، زيلو و جاجيم هستند . اسامى روستاهاى مزبور بدين قرار است : آستارا : باباعلى - چملر - شيرىحياطى - فندقپشته - گونش - هودول . رشت : كلاچاه . رودبار : پيركوه سفلى - پيشكليجان پائين - جليسه - سوسف - سيبن - لياول عليا - جيرنده - كليشم - نوده - ويه - كپته - دفراز - قلعهء رستمخانى . رودسر : اميرمحله - ايزن - برمكوه - توكاس - كاكرود - بلترك - جيرده - چاكل - كياشكول - گيرى - لاتمحله - لشكان - ولنى - آغوزكله - طلابن - بالامحله قاسمآباد - بندبن قاسمآباد - خانهسر - قاسمآباد سفلى . فومن : شالما - كولوان . لاهيجان : تكام - زينپشته - سياهخانى - صوفيانسر - پيلهسرا - دهجان - دهماسرا - سبزكوه - گالش و اجارگاه - گندمسرا - لوشاده - ملكرود - نيچ - آزارستان - گلستان - توسادشت - لطفعلى گوابر . لنگرود : اطاقور . تالش : بيلچال - دشتميان - سرك - وزمى - پشد - اسبريسه - سراكه - گندر - اللهده - چواژيه - خرجگيل - گوخس - گيلانده - لمير - آقاولر - آلشهچال - انوشمحله جوكندان - برهپشت - بسك - بلورهپشت - بيليابين - پشتههير - تنكاب - جنگو - خواجهگرى - دولهسر - دهنه سياهدرون - ديرهكرى - ديزگاه - ديكلى - رزه - رسمجن - ريك - زربيل - سراگاه - سردابخانهپشت - سوراپشت - سيخچال - سيناهونى - شيلابين - شيلهوشت - طول - طولارودبالا - عنبراپشت - قروق - قلعهچال - كيشاويشه عليا - كيشديبى - لر - لرون - لمير - لنبه - لواده - لير - مثلاكوه - مكش - ناوان - نعلبند - نماهونى - نوعون - نيككرى - وزنهسر - هودى - اسبعمر - انبو - باباسرا - بابالومحله - بازارگاه - بدهپشت - برزبيل - برونبالا - برونپائين - بليطى - بنون - بيجاربين - پائينمحله ليسارا - پشته - پىسرا - پىسرا - تخته - تركمحله - ترهطول گيلان - تمشهلانه - تنگهسر - جوكندان بزرگ - چولاده - خليلهسرا - داوان - ديزگاهمحله - رندهسر - زمبرى - سابى چال - سوباتان - سوتاپارا - سياكت - سياهجعفر - سياهكل - شاد ميلرزان - شتهژى - شيلان - قلعهبينيوردى - قلعهدوش - قنبرمحله - كتهسر - كشبيل - كشلى - كوهستان - كوهستان حويق - گل - گنجهخانه - لتنپرت - لنزا - لواچول - لوكه - ليسارامحله بالا - مژدهعلى - مطالعسرا - مظلمكم - مهار - نو - نوده - نولون - ورزان - هرهدشت - هشتروچونى - هلهدمه - هماسر - هنزنى - هونيش . دستبافتهاى ابريشمى ، پشمى و نخى برخى از پژوهشگران آغاز صنعت بافت پوشاك را همزمان با اهلى كردن بز و گوسفند و شتر و استفاده از پشم آنها مىدانند . اگر نظر آنان مورد قبول باشد عمر دستبافتههاى پشمى در نواحى شمال ايران از جمله گيلان به 8000 سال قبل مىرسد . مردم اين نواحى در آن روزگاران به پرورش بز و گوسفند و كشت غله اشتغال داشتند و از پشم بز و گوسفند تنپوش و كلاه و پاىافزار مىبافتند و كار دوختن را نيز با سوزنهاى شاخكدارى ، كه چند نمونه از آنها بهدست ما رسيده است ، انجام مىدادند . نقش جامههاى نفيس و فاخر شاهان و بزرگان با طرحهاى بسيار زيبا بر روى مجسمهها و ظرفهاى فلزى متعلق به هزارهء دوم قبل از ميلاد نشان مىدهد كه طى چند هزار سال ، پيشرفتهاى قابل توجهى در اين رشته نصيب بافندگان هنرمند شده است . متأسفانه آبوهوا و رطوبت گيلان جز در موارد معدود اجازه نداده است آثار كهن دستبافتههاى پشمى و نخى بهدست ما برسد . حتى آثار باقىمانده در مقابر باستانى غالبا در ضمن حفارى تبديل به گردوغبار شده است اما از نمونههاى نادرى كه در حفاريها كشف شده و از نقشهاى متنوعى كه بر روى ساختههاى فلزى باقى مانده مىتوان تا حدودى به چگونگى دستبافتههاى پشمى و نخى و نيز مهارت و تبحر پديدآورندگان آنها پى برد . در حفارى مارليك آثارى از پارچه و نوار و نخ بهدست آمد كه متعلق به اواخر هزارهء دوم و اوائل هزارهء اول قبل از ميلاد است و با زمان ما حدود 3000 سال فاصله دارد . در حفاريهاى ديگر نقاط گيلان نيز تكههاى كوچكى از انواع پارچهها پيدا شده كه عمر آنها از منسوجات مارليك نيز بيشتر است . اظهارنظر كارشناسى در زمينهء پارچههاى مكشوفهء مارليك به شرح زير ، سابقهء طولانى پارچهبافى و مهارت و استادى هنرمندان گيلانى را در اين رشته مدلل مىسازد : « در حفارى چراغعلى تپه آثار نسبتا متنوعى از پارچه و نوار و نخ بهدست آمد . اگرچه پارچههاى بهدست آمده از تكههاى پوسيدهء كوچكى تجاوز نمىنمايد ، ولى از نظر بافت تنوع داشته و تاروپود پارچه بنابر مصرف آن تغيير نموده است . تكههاى پارچه ، نوارهاى پارچه ، قيطان يا نخهاى تابيده ، به دست آمده كه به خوبى تنوع و پيشرفت صنعت نساجى را در آن زمان در اين